مهمان های ویژه
از 20 تا 22 مرداد 97، پسردایی ها و زندایی پریناز اومدن ایران. از انگلیس. خیلی کم موندن ولی خوش گذشت.
اینجا رفتیم باغ حیوانات. با پریناز و دنیل Daniel و مایکل Michael و باران. بماند که باران خیلی میترسید و دستاش همش پشتش بود فکر میکرد حیوونا میان و میخورنش😁ولی اون یکی بچه ها خیلی خوششون اومده بود. مثلا دنیل و پریناز، مار اهلی دستشون گرفتن🐍و با خرگوشا بازی کردن🐇


اینم یه عکس با کالسکه باغ حیوانات. که مایکل در پشت صحنه داشت شیطونی میکرد و حواسش به عکس نبود، بارانم که راضی نشد عکس بندازه....

بعد از اونجا رفتیم ستاره باران. اوّل رفتیم شهربازیش بعدشم رفتیم فروشگاه اسباببازی.

باران، دنیل و پریناز👆🏻

پریناز و دنیل.... پریناز از این ماشینا دوست نداره یعنی کلا دوست نداره سوارشون بشه چون فقط میکوبن اینور اونور و اون خوشش نمیاد و حتی نمیتونست اینجا هم کنترل کنه ماشین رو. کلا حرص خورد😂😶
و شب هم برگشتیم و یه جشن تولّد کوچیک برای دنیل و پریناز که تولدشون به هم نزدیکه و همسن هم هستن گرفتیم. پریناز تولدش 28 مرداد و دنیل تولدش 24 شهریوره. که 26 روز فاصله سنّی دارن هر دو هم متولّد 89 هستند.

از راست دنیل، مایکل، پریناز، باران که باید همیشه و همواره در هر شرایطی رو صندلی مخصوص خودش بشینه😂
اینم از خاطرات با مهمان های ویژه



مهمان های ویژه 

